انار

انار

معرفی انار و دلمشغولیهای یک هموطن
انار

انار

معرفی انار و دلمشغولیهای یک هموطن

غمگین

یا هو

همچنان غمگین.

آه که چه غمبار است.

رویای تورا دیدن.

اینجا کاری نداری بدان که آنها نیز بیکارند.

فردا چه ؟ آیا می شود دید که همدیگر را درک نکنیم.

نه چنین نیست حتماْ جنین نخواهد بود

.... نمی‌توان گفت که درست است. شاید که این یک اشتباه کوچک باشد که در تو غوغا کرده است مردان بزرگ از این جزیی مسائل براحتی می‌گذرند تو هم .......

برکت

بنام خدای تبارک و تعالی

شاید بعضی تذکرات که انسان همیشه با آن سروکار دارد برای انسان ضروری و لازم باشد

مثلاً همین دیروز من یک تذکر بسیار جالب دریافت کردم آنهم از یک انسان وارسته.

دیروز رفتیم به دیدار آیت‌الله العظمی نوری همدانی ، همانطور که می‌دانید ایشان آمده‌اند کرمان و طبق دعوت از اقشار مختلف دیروز نوبت فرهنگیان بود.

ما هم به این عنایت نائل شدیم.

ساعت ۶ از انار با چند تن از دیگر فرهنگیان بطرف مرکز استان حرکت کردیم

ساعت ٩ رسیدیم و بعد از مراسم اولیه که در حسینیه ثارالله بود وارد شده

و بعد از خوش‌آمد گویی جناب احمد فتحی مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان

حضرت آیت الله نوری همدانی به سخنرانی و نصیحت به ما پرداختند

تمام سخنان ایشان به دل می‌نشست چون از دل سوخته بلند می‌شد اما این سخن که می‌خواهم روی آن تکیه کنم این است که علم چگونه برکت می‌کند.

شاید بارها کلمه برکت را شنیده باشیم و به اصل موضوع خیلی فکر نکرده‌ایم مثل اینکه به خیلی از دیگر  رفتار و کردارهای خود و دیگران عادت کرده و بی‌توجه هستیم

وقتی به ما می‌گویند انشا‌ءالله برکت کند یا مبارک باشد و یا تبریک می‌گوییم کُن مطلب به عادت فراموش شده است.

یا بیشتر ما برکت را در مال و پول ببینیم ولی آیا توجه داریم که همه چیز می‌تواند با برکت و یا بی‌برکت باشد

یکی از این برکت دِه‌ها که خیلی بیشتر از پول و مال و حتی جان است بنظرم دانش و علم است

آیا دانش هم برکت دارد؟ مسلم بدانید که چنین استخدواند برکت هر چیز را در نکته ای قررار داده است

شاید یک مطلب را بیش از یکبار ما مطالعه نکرده باشیم و بیشتر ندیده باشیم ولی یک عمر برای ما قابل استفاده باشد و مسائل مهمی را با آن حل کرده باشیم اما مطالبی را هم بوده که بارها و هزاران بار خوانده‌ایم ولی هیچگاه بکار خود و دیگران نیامده است و باز هم نمی‌‌آید

این یعنی برکت دانش

علمی را داشته باشیم که استفاده شود بکار خود و خلق بخورد

هم برای دنیای ما و هم برای آخرت ما مفید باشد این علم برکت دار است

مطالبی هستند که همیشه مفید هستند مطالبی هستند که هیچ گاه مفید نیستند چرا این بی استفاده‌ها گریبانگیر ماست؟!

چرا دانش آموزی بارها یک مطلب را می‌خواند و می‌خواند آخر سر هم در کنکور غلط جواب می‌دهد!؟

چرا گاهی برای یک مطلب و علمی که از قبل داریم نمی‌توانیم بهره ببریم و یک مسئله کوچکی که در این مورد برایمان پیش می‌آید استفاده کنیم و راه‌های تکراری و بیراهه را طی می‌کنیم؟

چون برکت از آن دانش و معرفت ما گرفته شده است

چون این علم برای ما مبارک نیست

حتی گاهی علم ما نقمت و وبال گردن ماست نه نعمت و راهگشا!

عجیب است ولی واقعی است.

ایشان مطلب را گوشزد کردند که چرا علم برکت پیدا نمی‌کند

اما برای اینکه برکت کند چه باید کرد

اگر واقعاً مشتاق هستید که این برکت در دانش شما ایجاد شود به خود و خدای خود قول دهید که این نکته را بکار گیرید تا انشاءالله برکت در علم وارد شده و علم ما با ظرفیت و تکامل یابد

برای اینکه علم برکت پیدا کند باید معلم و استاد خود را احترام و تکریم کنیم اگر اینکار را بکنید خدا هم به دانش و معرفت ما برکت می‌دهد

کاری بسیار ساده اما پر ارزش

وقتی معلم را احترام کردیم

علم را تکریم کرده‌ایم

وقتی علم را تکریم کردیم خدا علم ما را برکت می‌دهد

وقتی مقام استاد را تکریم کردی وقتی به استاد احترام گذاشتید خود را نیز بزرگ کرده‌اید و تکبر خود را شکسته‌اید  خداوند شما را بزرگی می‌دهد خدا که بزرگی داد قابل زایل شدن نیست برکت داده است

برکت علم در تکریم واحترام و بزرگداشت و دعا و ثنا برای استاد است تا هر مقدار که می‌توانیم تا هر اندازه که توان داریم احترام استاد و معلم را داشته باشیم که هم علم ما را برکت دهد هم ثواب اخروی برایمان ببار آورد.

ایشان در خاطراتشان است که اسامی تمام اساتید خود را یادداشت کرده و در تمام نماز شبهای خود آنها را دعا می‌کنند

و این است که ایشان به این مرتبه رسیده است با سنی بالای 85 سال هنوز هیچ کسالی ندارد هنوز حافظه او قوی و بدون خطاستفرشته

نهضت اسلامی زن

بنام حق

این متن از کتاب نظام حقوق زن در اسلام از استاد شهید آیةالله  مرتضی مطهری انتخاب شده است البته [کمی فضولی دارد] در مطالب قبل از آن اشارات زیادی به زن و سیمای حقوقی و حقیقی او قبل از اسلام در صدر اسلام و جوامع مدعی آزادی و دارای تحمل شنیدن حرف مخالف بیان می‌دارد... و ذکر جدیدترین نمونه این جوامع آزاد برخورد آنها با سخنرانی رئیس جمهور ایران بود و زندانی کردن دانشمندانی چون روژه گارودی است که در مورد هولوکاست تحقیق تاریخی نموده است!!!! یا زندانهای ابوغریب و مخفی در اروپا و.....

 در صفحات ۷۵تا ۷۷ چنین آمده است:

نهضت اسلامی زن، سفید بود

اسلام بزرگترین خدمتها را نسبت به جنس زن انجام داد.

خدمت اسلام به زن تنها در ناحیه سلب اختیارداری مطلق پدران نبود، به طور کلی حریت داد، شخصیت داد، استقلال فکر و نظر داد، حقوق طبیعی او را به رسمیت شناخت.

اما گامی که اسلام در طریق حقوق زن برداشت، با آنچه در مغرب زمین می‌گذرد و دیگران از آنها تقلید می‌کنند دو تفاوت اساسی دارد:

اول؛ در ناحیه روانشناسی زن و مرد.نهضت اسلامی زنان باید بر گرفته از اسلام باشد

اسلام در این زمینه اعجاز کرده است. ما در ضمن مقالات آینده در این باره بحث خواهیم کرد و نمونه ها از آن بدست خواهیم داد.

دوم، در این است که اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانیشان  آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد.[کاری که جوامع غرب امروزی و پر طمطراق انجام داده اند از آنطرف زن را سرنگون ننمود]

نهضت اسلامی زن، سفید بود، نه سیاه، نه قرمز و نه کبود و نه بنفش٬ احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از میان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بدبین نکرد، برای مردان مجرد و شکارچی اجتماع که دنبال شکار مفت می گردند وسیله درست نکرد٬ زنان را از آغوش پاک شوهران و دختران را از دامن پر مهر پدران و مادران تحویل صاحبان پست اداری و پولدار نداد٬ کاری نکرد که از آن سوی اقیانوسها ناله به آسمان بلند شود که ای وای کانون مقدس خانواده متلاشی شد٬ اطمینان پدری از میان نرفت٬

با اینهمه فساد چه کنیم؟

با اینهمه بچه کشی و سقط جنین چه کنیم؟

با چهل درصد نوزادان زنا چه کنیم؟[این آمارها مربوط به سالهای نوشتن مقاله در مجله زن روز است۱۳۴۵]

نوزادانی که پدران آنها معلوم نیست و مادران آنها چون آنها را در خانه پدری مهربان به دنیا نیاورده اند علاقه ای به آنها ندارند و همینکه آنها را به یک موسسه اجتماعی تحویل می دهند هیچ وقت به سراغ آنها نمی آیند.

در کشور ما نیازمندی به نهضت زن هست اما نهضت سفید اسلامی٬ نه نهضت سیاه اروپایی٬ نهضتی که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد٬ نهضتی که براستی از تعلیمات عالیه اسلامی سرچشمه بگیرد نه اینکه به نام تغییر قانون مدنی قوانین مسلّم اسلامی دستخوش هوا و هوس قرار گیرد٬ نهضتی که در درجه اول به یک بررسی عمیق و منطقی بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتی که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعلیمات اسلامی اجرا می گردد.[!!!!!!!! این نکته مهمترین درس نوشته است اگر قوانین در کشورهای اسلامی بد اجرا می شود نیاز به اصلاح دارد و نهضتی که آنرا به درجه اسلامی خودش برساند]

اگر به یاری خدا توفیق ادامه این مقالات همراه باشد٬ پس از آن که در همه مسائل لازم بحث خود را به پایان رساندیم کارنامه نهضت اسلامی زن را منتشر خواهیم کرد.

آنوقت زن ایرانی خواهد دید می تواند نهضتی بپا کند که هم نو و دنیا پسند و منطقی باشد و هم مستقل از فلسفه مستقل چهارده قرنی خودش سرچشمه گرفته باشد٬ بدون اینکه دست دریوزگی به دنیای غرب دراز کرده باشد.

[در ادامه کتاب ریز مسائل حقوق زنان و فلسفه آنها بیان شده است کسانی که طب نقد حقوق زن دارند و سوالاتی می کنند که نشان می دهد اسلام را کمتر شناخته اند و احکام حقوقی زن در اسلام را نمی داند توصیه به خواندن این کتاب می کنم و کتاب دیگر ایشان مسئله حجاب]

علم و معلوم

یا عالم یگانه

در جایی که قضایای علم حق تعالی پیش می‌آید و عده‌ای به جبر انسان در این دنیا می‌رسند وعده‌ای به اختیار

شهید مطهری بحث باطل بودن هر دو را پیش می‌کشد سپس با مثالهایی از دوران پیامبر نتیجه می‌گیرد که چنین بحثی در آن زمان مطرح نبوده

ولی بعداً علمای کلام بوجود آورده‌اند و در آن به آیات زیادی جهت اثبات سخن خویش روی آورده‌اند

در هر حال هر دو تفکر اشاعره و معتزله به نوعی بعضی از آیات را تاویل و بعضی را معنی و تفسیر کرده‌اند تا کلام خویش درست نمایند

در انتهای کتاب انسان و سرنوشت این بزرگوار برای سخن جباریون به این نکته اشاره می‌کند که اینها با نوشتن سخن اینکه انسان مجبور است دلیل بر علم خدا می‌آورند

و در حالی انسان از خود اختیار ندارد چون خداوند علم دارد و این علم باعث می‌شود که انسان اختیار نداشته باشد.

علم چیست؟علم خدا معلوم نیست

علم این است که ما می‌دانیم اگر یک اتم اکسیژن با دو اتم هیدروژن ترکیب شود یک ملکول آب تولید می‌کند

اگر خود را از پرتگاه به پائین پرت کنیم نابود می‌شویم

اگر سم بخوریم خواهیم مرد

اگر ظلم کنیم کیفر خواهیم شد

اگر بدون اجازه کسی چیزی از او برداریم دزدی کرده‌ایم

اگر پشت شیشه باشیم دیده می‌شویم

اگر قدم برداریم پیش می‌ریوم

و اگر.....و......

اینها علم است

امام

معلوم چیست؟

معلوم این است که این ظرف آب است

این  مرد سم خورده و مرده است

این زن دزدی کرده است

این مرد آمده است.

پس آنچه که خداوند دارد و در آن هیچ شکی نیست علم است

و انسان اختیار دارد که راه خود را مشخص کند

و به انسان عقل عطا شده که راه را از چاه تشخیص دهد

علم خدا مانع اختیار انسان نیست

علم خدا معلوم نیست

و این بدترین دلیل است که علم را با معلوم یکی بدانیم

این اشتباهی است که بخواهیم از انسان سلب اختیار کنیم چون خداوند عالم است

بوی کاکائو

بنام خالق زیبایی ها

                    ۱۳۸۰/۶/۲۷ برابر با اول رجب در عربستان                  

ما دیروز صبح ساعت ۶ به جده رسیدیم و ساعت ۲ بعد از ظهر در مدینه در هتل دله سکنی گذیده ایم.

خاطره زیر بمناسبت ماه رجب قلمی می شود امید که مورد استفاده قرار گیرد.

شاید برای کسانی که اول ماه رجب یا ماه رمضان به عمره رفته باشند چه  در مدینه یا مکه حال و هوایی دیگر حاکم می شود که برای ماه رمضان با ایران هرچند متفاوت است اما قابل لمس می باشد اما ماه رجب برای ما تازگی خاصی دارد و از این نظر باید افسوس خورد .

طبق معمول مغرب جهت ادای نماز به مسجدالنبی(ص) سه نفری که با هم بودیم یعنی(علی و اکبر و این حقیر) حرکت کردیم اما وقتی که وارد شدیم با مناظر جالب برخورد کردیم که قبلا مشاهده نکرده بودیم .
بوی کاکائو و شیر و... و سفره های افطاری که جای٬جای مسجد پهن بود و انسان را به عالم دیگری می برد.
هر سفره بسته به افراد نشسته بر سر آن نوعی تزیین معنوی و غذایی شده بود. مقداری نان شیر خرما و کاکائو یا شیر کاکائو و ... به نوعی افطارهای مساجد خودمان را یادآوری می کرد هرچند از زمین تا زیر آسمان تفاوت وجود داشت. ما به هم نگاهی معنی دار کردیم یعنی چه؟ مگر ماه رمضان شده؟ بالاخره با کلی هوشیاری فهمیدیم که رجب است یعنی اکبر تقویم بغلی را که بیرون آورد ۲۹ جمادی الاخره به زمان عربستان اول رجب.
اینجا سفره ها گروه گروه نیست ولی آنجا هر کس برای خود عالمی بهم زده. ما بعد از نماز عشا سفره می گسترانیم آنها قبل از نماز مغرب حتی قبل از غروب. همین جا یک توضیح را بدهم که آنجا تقریباْ با فاصله کمی بعد از غروب آفتاب اذان گفته می شود و حدود ۱۰-۱۵ دقیقه بعد اقامه و نماز. پس تا حدودی معلوم شد که سفره قبل از نماز برای آنها مفهوم دارد. بالاخره در حرکت بسمت مسجد قدیم جایی که به حرم نزدیک است و محراب و قبر پیامبر(ص) و صف هایی که از هم فاصله ندارند. ولی در مسجد به این بزرگی آنطور که ما انتظار داریم فاصله بین دو صف رعایت بشه نمی شود لذا هرچه نزدیکتر باشی این مسئله برای ما حل شده تر است.
همانطور که داریم رد می شویم این روزه داران ماه رجب که چقدر هم زیاد هستند تو را تعارف به نشستن سر سفره می کنند و سخت اعتقاد به ثواب افطاری دادن و ما همچنان تحریک شده بو طعم غذای ساده آن و اینکه روزه نباشی بر سر سفره بنشینی؟ بالاخره من که در این موارد طاقت کمتری از خود نشان می دهم دو رفیق خود را که هنوز خیلی با هم آشنایی نداریم راضی که بر سر سفره نشینیم و آنها عاقبت قبول کردند یک سفره که دو نفر بیشتر نبودند را انتخاب و با تعارف آنها نشستیم و با یک علیکی و مساءکم الله بالخیر و(صبحکم الله بخیر و العافیه)... شکراْ و دیگر بلغوریات عربی.

هنوز در این فکر خود غرقیم که آیا اینها نماز را چگونه می خوانند ؟ یعنی سرسفره و ... و اینکه ما آیا بخوریم چون روزه که نیستیم و برویم برای نماز در همین حین الله اکبر بلند شد و مسئله برای ما حل.!
انگار که آنها فکر نماز بیشتر از ما بودند همین ده دقیقه بین دو اذان و اقامه باید سفره جمع شود. خرماهایی که هسته ندارند و بشکل مکعب مستطیل در پلاستیک بسته بندی شده اند فنجانهای کوچک کاکائو و یا شیر کاکائو و قطعه نانهای محرک ذائقه و ... در سر سفره افطار همه را به سویی دیگر برده است.
بله با بسم الله شروع کردند و ما متعجب از این افطار زودهنگام و ما هم آنها را همرایی کردیم و هنوز خشمزگی آن بیادگار مانده است که کاش اینجا هم از این خبرها بود.

بعد از افطار سفره که یکبار مصرف است سریع پیچیده و آماده نماز و ما هم با خدا حافظی بطرف مقصد.

دلم راضی نمی شود یک تذکری دیگر را همراه این خاطره نکنم و افسوس دیگر چون می ترسم اگر نگویم در درونم سرطان گردد.

وقتی وارد مسجد نبی می شوی شاید بیش از هزارمتر از ابتدا تا انتها فاصله است و یک صف را که برای نماز تشکیل شده آنقدر مرتب و منظم و صاف است که اگر تیری از این ابتدا روی سینه اولی رها کنی  مطمئن باش که تا انتها بک یک نفر هم نمی خورد. اگر آن صف ها را با مساجد خودمان مقایسه کنیم مفهوم صف و نظم می توان گفت اینجا بین شیعیان علی(ع) وجود ندارد و این برای مان خیلی باید گفت زننده است که آنها اینطور منظم باشند و ما اینقدر بی نظم٬ جالب آنکه در مساجد ی که حتی فرشها بصورتی است که جای هر کسی را در یک محوطه مشخص کرده حتی جای پا و مهر باز ما آنقدر مواج و بی نظم می نشینیم که خنده دار می شود یعنی اگر تیری حتی وسط دو صف رها کنی اگر به نفر دومی نخورد حتما سومی را می کشد. چرا اینقدر به نظم بی توجه هستیم؟آیا؟ ...خللی می بینی؟ آنها وقتی در صف قرار می گیرند  پای خود را درست در کنار پای فرد کنار قرار می دهند و با دست ما شیعه ها که وسطشان بی نظم هستیم درست می کنند حتی هیچ صفی را نمی توانی پیدا کنی که به اندازه یک نفر کم داشته باشد به قول آنها خلل داشته باشد آیا صف های نماز جماعت ما خلل ندارد؟ هر چند که خیلی از کارهایشان بخصوص پیرترهای آنها غیر قابل پذیرش و قبول است اما خوبی هایی هم که آنها دارند چرا ما یاد نمی گیریم مگر پیامبری که به آنها توصیه به نظم کرده به ما نکرده و علاوه بر آن اوصیکم بالتقوی و نظم امرکم که از علی(ع) ماست. و آیا اینچنین تشکیل صف نماز جماعت شایسته ماست.این نظم در دور خانه خدا که بصورت دایره هم هست کاملاً مشهود است و هیچ بی نظمی را مشاهده نمی کنید و آیا ما نباید تعجب کنیم.

هنوز آن روزه ماه رجب ..... راستی مگر ماه رجب به ما بیشتر توصیه شده که قدر بدانیم و روزه بگیریم یا به آنها؟ علی در کدام ماه متولد شده است. اصلا این ماه که ماه حضرت علی(ع) است....

با افسوس فراوان که آنچه ما باید به آن بیشتر اهمیت بدهیم دیگران اهمیت داده و از برکات آن استفاده کرده اند و ما در غم اول درجا می زنیم.....

برادرم چرا در صف درست نایستاده ای... اینجا که صف نانوایی نیست... صف اتوبوس هم ..... صف نماز است ..... جلوت خالی است چرا پر نمی کنی ...