بنام حق جلاله
دستی در همدستی در کنار هم
برای بودن برای دوست، همیار هم
بازار طبیعت در بالین کلامی
هفتاد بال بسته در نشین سلامی
پیوسته دانند یک پیام بگویند
آنان یکجا اینجا فراهم آیند
تبدیل من به ما همان جماعت
ساختن نه سوختن کلبه همان صلابت
آوای بودن، فریاد همنشینی
چنگ به ریسمان با یاد دل نشینی
وحدت در اوج صفهای همرنگ
پرواز با هم با روح در کوههای شبرنگ
لذت به طریق عشق و عاشقی
شنا با باله شوق شقایق
ترویج ریتم بانگ موذن باشد
این مشق ربنا در سنگ ماذن باشد
گاه نبودن هستم کنارت الان
گاه ربودن دل میشود برایت نالان
بی دل که بودیم تا یک نباشیم
تمرین صبوری کردیم، قنوت به کس نباشیم
امام جلودار جماعت خروشان
رهیدن از خود در قوت پریشان
افطار ساحل کشیده در یک صف
ملائک در آسمان همسان ما به یک صف
در پیوند قلبها یکتایی ببینیم
این یعنی هزاران پویایی ببینیم
تنیده در هم چون ریسمان محکم
سنبل شتابان در رشد ایمان محکم
جنوب را میشناسم، با همه گرمی و گرمایش
و جنگ را در کنارش همچون زخمی در درونش
فلک را میشکافت با غرش نه با نیایش
همه جمع زلالند، با خبرند در فصل رویش
صبر را میتوان دید در تاک رکوعاش
ذلت را توان دید در زیر چکمههایش
در افق خطر کشیده ازسرخی نگاهش
به روز ازل تاب داده دل در سکوتش
محبت را نوازش کرده از داستان جنبش
حلالی را در هلالی خم کرده چشم جوشش
سلامی در انتهای بودن پیر مرد کرنش
به روز کارزار چون شیر در غرش
زمان را خفته میبینی در حجم طول بیجودش
ابری از رحمت بیانتها در کوهسار قنوتش
قومی از دود غفلت در گرمای توپ دشمناش
برگ ریزی است در جنبش فصل پاییزش
راه بودن این بود گلواژه خستهتر زاشکش
جاشوی در بلم در راه نیزار پرتپشش
ناقه صلح نگشتیم آب دیدیم در فراقش
تشنه گشتیم آب نخواستیم در تنگی روزش
خلاص گشتیم از باقی تقسیم در تفریقاش
عروج کرده از خاکریز تا انتهای شب در نمازش
در شن گرفتار بر ساحل نشته کشتی امیدش
افطار در فلق آن صوم بیسحر در روز بیغروبش
امشب کوفه چه خبر است.
فردا ایتام کوفه به کدام درب مینگرند؟ حلقه دری کوبیده نخواهد شد وای از چشم انتظاری!
دیشب، آخرین شبی بود که نخلستان های کوفه میهمان نگاه تو بودند. چه بصیر بودی تو و این مردم ندیدند! وای بر دیدگان بی بصیرت.
دیشب، آخرین شبی بود که قطرات اشکت بر سینه رازدار چاه فرو می چکید. چه قدر ناشناس بودند کوفیان. وای بر ما که چاه نهانگاه درد دلهایت بود.
دیشب، آخرین شبی بود که کوچه پس کوچه های مدینه، صدای گام های نازنینت را میشنفت. چه کودکانی فردا خواهند فهمید این موزیک قدمها از که بود، مردمی که نخواستند بشنوند و خود را بخواب زدند فردا آه خواهند کشید. 
نبض ثانیه ها امشب تندتر از همیشه می زند.
بغض سنگینی در نگاه خسته آسمان نشسته است.
باد، هوهوی غریبانه اش را دوباره از سرگرفته و بی تابانه بر در و دیوار شهر می کوبد.
صدایی نیست؛ جز صدای زمزمه وار لب هایت.
تو را امشب نه التماس دستگیره در نه بال بال زدن های مرغکان عاشق کوفه و نه چشم های نگران زینبین و حسنین از رفتن باز نمی دارد، همانطور که دیشب نتوانست جلو قدمهایت را بگیرد؛ چه حسرت انگیز است این وداع ! برای کوفیان و بیشتر برای آیندگان.
سحرگاه وداع از راه رسیده است.
می روی؛ آن گونه که میگویی برگشتنی در کار نیست.آه از این رفتن و برنگشتن!
دیشب رد قدمهای صبورت برای آخرین بار، گونه های سرد و تبدار زمین را نواخت. و امشب رفتند جانسوز میشود و ردی در تاریخ برجای خواهد گذاشت. چه داغ است این وداع چه عمیق است این شکاف!
دیشب نگاهت با در و دیوار شهر خفته وداع می کند. امشب شهر از تو!
نخلستان ها از دور تو را فریاد می کنند.
چاه، آشفته و سراسیمه سرود مویه سر می دهد.
تو چشم می دوزی به معراج سبزت و لبخند می زنی.
وجود تو، در هاله ای از نور گم شده است.
آفتاب پیشانی ات، در کسوفی نا به هنگام، فرو رفته است.
تمام پنجره های اشراق به سویت گشوده می شود.
تمام سلولهایت فریاد می زنند: "فزت و رب الکعبه"
صدایی که در تاریخ موج میزد و پیش میرود.
در زمان میپیچد و رهیافت میخواهد و مییابد.
و سلمان میداند که این موج به هم وطنانش خواهد رسید و آنها پرچم او را بر دوش خواهند کشید.
و سلمان رو سفیدتر از همیشه در کنار مولایش با غرور پلک میزد و لبخند سرور.
.... و اما کوفه همچنان خفته است و شکاف تاریخ هم او را بیدار نکرده
و انگار نمیخواهد باز هم بیدار شود.
و رگی از او گم شده است.
انگار غیرت از شهر پرواز نموده! آه از اینهمه بیخبری!
و...... و از همه پشیمانتر از وقتی سر فرزندت را بر نیزه میکند و هیچ نمیبیند جز پشیمانی.
"فزت و رب الکعبه"
چگونه میگویی!
چه میگویی!
به که میگویی!
کی میگویی!
.................
میشنویم
میدانیم چه میگویی
شنواترمان فرما!
خودت بیادمان انداز!
زمان ندارد کلامات
وجوت پر از بیان است.
مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِى ظُلُمَتٍ لَّا یُبْصِرُونَ
مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن کسى است که آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنایى و نورشان را ببرد و آنان را در تاریکىهایى که (هیچ) نمىبینند، رهایشان کند. (توضیح) عاقبت و آیندهى منافق یا منافقین، تاریک است. «فى ظلمات»
بقره-١٧
این مرتبه سوم است که از تصمیمات به موقع دولت و قدرت نمایی ملت ایران در برابر آمریکا و اسرائیل و انگلیس یا اروپا و بطور کل غرب همان جهان استکبار حظ میبریم.

اروپا و غرب تا کی میخواهد درک کند که ایران ، ایران دوران قاجار و پهلوی نیست یا اینکه ملت ایران انقلاب کرده و میخواهد عدالت را جهانی کندمن نمیدانم.
ولی دویست سال باج خواهی از یک کشور به این راحتی از اذهانشان پاک نخواهد شد
و برای ما هم همینطور هرچند که پیام ما روشن و واضح باشد
ولی گاهی خودمان هم باورمان نیست( البته بعضی....)!
آنها همان روش قبلی خود را میآزمایند که شاید بشود ولی نمیفهمند که آزموده را آزمودن خطاست چه میشود کرد دچار سردرگمی شدهاند
بالاخره خواهند فهمید که نمیشود!؟
غنی سازی 3.5 را نمیپذیرفتند بیحیایی تا کجا توقف غنیسازی حالا ما میلههای 5 درصدی سوخت را میسازیم آنها ما را میخواستند از کیک زرد محروم کنند وقتی گفتیم این سوخت 5 درصد گفتند ایران نمیتواند بعد چند روز که این گفتههایشان را فقط خودشان باورشان میشد تغییر کرد سپس هیاهو کردند که ایران نباید اینکار را بکند.
گفتند سوخت 20 درصد را برای راکتور رادیو دارو به شما نمیدهیم دستور ساخت آن صادر شد صدایشان درآمد که نمیتوانند بعد هیاهو که نباید.....
این داستان تکراری است. نمیتوانند..... نباید......
این چند هفته که قرار بود نیروگاه بوشهر سوختگذاری شود بلندگوها صدا کردند که میزنیم بمبباران میکنیم
ولی ایران سوخت گذاری را انجام داد و آنها دیدند که با تهدید نمیتوان ایران را مانع شد باز نمیدانم فهمیدند یا نه؟!
همراه این سوختگذاری شناورهای موشک انداز هم افتتاح شد که یعنی توان سرنگونی ناوهای سرکش شما را خواهیم داد.
همراه آن موشک قیام نیز سربرکشد و غرش آنرا ما نشنیدیم ولی غرب خوب فهمید یعنی قلب اروپا در امان نیست اگر بخواهد تعرض کند.
همه گزینهها روی میز است!!!
بقولی این تنها سخنی است که فقط گفته میشود ولی هیچ شنوندهای دیگر باور نمیکند. مگر راه افتادن خط تولید یک موشک بسیار دقیق و بومی شده یک سخنی است که به قد و قواره ایرانی بیآید
بله اما این ایران است که تحریم و .... روی آن اثر ندارد که هیچ دیگر خوباوری ما به حد لازم رسیده
وباعث شده که دیگر افراد جامعه خودباوری را باور کنند.
غرب از این موشک و شناور و غنی سازی و.... واهمه ندارد!!!
از این باور به وحشت افتاده است
و حالا این ایران قابل برگشت نیست که هیچ این باور به دیگر کشورها نیز منتقل شده است.
بزودی این دولتهای دست نشانده آنها در منطقه و جهان نیز به زیر کشیده خواهند شد این را باور کنید.
دیگر دولتی چون سعودی نمیتواند در جنگ 33 روزه سوخت حنگندهای اسرائیل را تامین کند. آنروز کشور عربستان با حکومتی باورمند و بهرمند از خرد جوانان عرب اداره خواهد شد نه یک مشت شاه وابسته و خوشگذران.
دیگر مصر در جنگ 22 روزه نمیتواند گذرگاه رفح را مسدود کند و در برابر برادران عرب خود بایستد که مصری او را نابود میکند.
گردن آن دولت و دولتمرد قطع خواهد شد. اینرا باور کنید!
این رویداد برای جهان استکبار از هر بمب اتمی خطرناکتر است
ولی چارهای جز پذیرش آنرا ندارد اینرا هم باور کنید من بارها گفتم قدرتی که ما داریم این بمب اتم در برابر آن هیچ است این باور ما و این بمب اتم آمریکا و اسرائیل چه میتواند بکند.
مردم غزه و فلسطین را با بمب اتم نمیشود نابود کرد یا مطیع چون دیگر ایران باورمند را دارند و خود به باور نابود کردن اسرائیل رسیدهاند! اینرا باور کنید.
آنروز دولتهای غربی نمیتوانند هرطور که دلشان خواست با کشورها رفتار کنند یکروز فشار بر مستقلین را با گفتار وارونه حقوق بشر و حیوان و داشتن بمب هستهای و غیره مورد هجمه قرار دهند.
ما راهی را انتخاب کردهایم که آنقدر وسیع است که هرچه تاوان پس دهیم ارزشش را داشته باشد.
ولی اراده ما آنقدر بالا رفته که از توپ و تشر جهان ظلم و هیاهو لذت هم میبریم وقتی میگویند تحریم جز خنده و بلکه پوزخند از ما صادر نمیشود
فقط همان مرجوفون هستند که روی شان تیره میشود که بهتر است بشود.
بهرحال کسانی که منافع خود را از ملت ایران جدا کردهاند و گوش و چشم به دهان بیگانه بسته و پشت کردهاند به مردم خود خاری نسیبشان باد!آمین!
ما منتظر میمانیم و شکی هم نداریم که راهی بسوی پیروزی بر جبهه کفر و استکبار داریم و اراده قوی کردهایم که میگویم تجاوز به هر انسان آزادی در دنیا موقوف
تجاور به هر کشور آزادی ممنوع
تجاوز به خاک و ملک دیگران ممنوع
بر برج غرور نشینی تمام
بیاید انسان شوید و مثل انسان با انسانها صبحت کنید.!
برای مطالعه لینکهای زیر را ببینید
بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ
شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِى أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدىً لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ
فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الْشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیْضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ
یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ
وَلِتُکَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَیکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
ماه رمضان، ماهى است که قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن کتابى است که) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را مشاهده و درک کند، باید روزه بگیرد. و آنکس که بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد (این قضاى روزه) براى آن است که شماره مقرّر روزها را تکمیل کنید وخدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، به بزرگى یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید ١٨۵-بقره
در پست ترمز به موضوع تقوا که هدف اصلی از روزه میباشد پرداختیم یعنی منظور از تقوا را روشن کردیم یعنی چه
در اینجا منظور نداریم که تقوا را شرح دهیم و سعی است که روی مشاهده هلال ماه و زمان روزه و اختلاف نظرهای در این مورد را کوتاه باز کنیم.
اما در مورد تقوا که پرهیزگاری بوده و خودداری فرد از انجام بعضی امور در روزه تمرین میشود آنهم از نوع قوی آن که بتوان ایستاد و انجام نداد.
مثل این میماند که بخواهیم برای یک ماشین تست صحیح کار کردن ترمز و کلاج و.. را انجام دهیم
وقتی شخص میتواند غذا بخورد و نخورد و آب بنوشد و ننوشد و .... این تمرین در مورد جاهایی که باید خودداری کند و یا اصلاً در مضیقه قرار گیرد بآسانی شخص تحمل میکند
یک شخص روزه دار در برابر سختیها و ضیقها براحتی شکسته نمیشود و برعکس افرادی که روزه نمیگیرند در این تنگناها زود کم میآورند و این موضوع غیر قابل انکار است که فرد روزه دار ، دارای مقاومت و سلامت بیشتری است و آستانه تحمل خوبی دارد.
پس اینکه ما در یک ماهی هستیم که سراسر برکت است و خیر، اضافه بر آن این روزهداری برای یک انسان ضروری است که بتواند خود را بسازد که در حیات خود شداید و سختیها را نیز پشت سر بگذارد و خسارت نخورد.
همانطور که یک خودرو به تستهایی نیاز دارد که بتواند در موقع لزوم جواب دهد و سرنشینهای خود را نابود نکند. ترمز برای خودرو این نقش را دارد که در هنگام خطر بتواند جلوگیری کند از نابودی. و امتحان و بازبینی آن و قدرت بخشیدن به آن لازم و ضروری است، تا این نقش کمرنگ و سست نشده باشد......
در آیه فوق بر خلاف ذهن بسیاری که بر وحدت در اعلام شروع ماه رمضان اصرار و ابرام دارند چنین سخنی ندارد اشاره آن بر مشاهده فرد و منطقه است و دیگران که مشاهده هلال نکنند و بر آنها آغاز ماه ثابت نشده این امر لازم نشمرده است.
شاید بر من ایراد فراوان گرفته شود این چه استدلال تفرقه انگیزی است که نمودهام و چرا؟
اما خداوند کار را براساس راحتترین راه و بهترین پیشنهاد میکند نه بر حدسیات و خوشایند ما که اگر چنین بود یک بلواشو بیشتر بود تا آنچه ما تفرقه مینگاریم.
یک مثال روشن مینماید مطلب را، شما(ما انسانها) در روی کره زمین یک خط فرضی ایجاد کردهاید که مبداء زمان است و از گرنویچ میگذرد نصفالنهار صفر و مبداء اگر در این مبداء ساعت ٢۴ باشد یک ثانیه بعد روز یکشنبه میشود دوشنبه اما درست مقابل آن ساعت دوازده (ظهر) است و روزه یکشنبه است و هنوز دوازده ساعت دیگر روز دوشنبه آغاز خواهد شد هیچگاه این اختلاف روز را شما ایراد نخواهید گرفت چرا که در هیچ کجای جهان شما انتظار ندارید ١٢ ظهر روز یکشنبه بشود دوشنبه و..... البته کمی مشرقتر از این مدار هم هنوز روز یکشنبه است و شاید ساعتی دیگر دوشنبه بشود یعنی یک فاصله چند ده کیلومتری یا مثلاً در ایران سه و نیم ساعت بعد روز یکشنبه دوشنبه خواهد شد این آیا مورد ایراد است مسلم نه
حالا چرا ما انتظار داریم سراسر جهان در یک روز مشخص اول ماه رمضان باشد و یا عید فطر باشد و بعضی روی این صورت بسیار تلاش دارند و من دیدهام علمایی هم تحت همین موضوع احکام غیر متعارفی دادهاند از جمله اینکه برای وحدت مسلمین عید باید یک روز اعلام گردد یا شب قدر ٢۴ ساعت است و روز هم شب قدر است....
کمی این مسئله را باز کنیم اصلاً این آیه قرآن را هم ملاک قرار ندهیم برای وحدت کدام مسلمان میتواند عید فطر نگیرد وقتی در آسمان هلال اول شوال را مشاهده کند، میبینید که ممکن نیست
یک مثال سادهتر بزنیم
فرض کنید شما در همین کشور خودمان ایران در سفر هستید امروز غروب در مشهد ساعت ٨ بعداز ظهر اذان مغرب است و نماز مغرب میخوانید و فردا در ایلام یا آذربایجان رفتهاید وساعت هشت هنوز آفتاب غروب نکرده و شما بخواهید باز نماز مغرب بخوانید مسلم چنین نخواهید کرد و هیچ بر این افقهای مختلف ایراد نمیگیرید که باعث تفرقه مسلمین است
یعنی اصلاً وحدت مسلمین را این موضع نمیانگارید حالا چرا روی ماه رمضان و شروع و پایان آن بر وحدت تکیه میشود بماند ولی من میگویم مبنای صحیح ندارد.
حالا بیائیم روی خود ماه مثال بزنیم طلوع ماه از مغرب شروع میشود در آغاز ماه و طلوع ماه در آخر ماه از مشرق و غروب آن هم مشرق میباشد.
و تنها طلوع و غروب کامل ماه در نیمه ماه است که از مشرق طلوع و در مغرب غروب میکند
در هنگاه آغاز ماه طلوع قمر در روی سطح زمین از نظر انسان بصورت یک هلال کشیده است که هرچه به مشرق میرویم به دو سوی زمین کشیده شده و سطح بیشتری را شامل میشود
مثلاً وقتی هلال ماه در مکه آغاز ماه است میتواند در ایران و یا قسمتهایی از آفریقا مشاهده نشود در عوض در چین و یا مالزی و اندونزی را شامل گردد البته این یک مثال است و دیگر کشورهای مغرب مکه فرض است که پشت ماه قرار گرفته و روز بعد طلوع ماه را خواهند داشت. این مرز بین کشورهای شرق و غرب هم نقطه مقابل ماه میباشد که روز بعد را مشخص خواهد کرد و گرنه مفاهیم غرب ماه و کشورهای شرقی مفهوم پیدا نمیکند.
پس اکنون سه نقطه را در نظر میگیریم نقاطی که داخل هلال طلوع هستند آغاز ماه را دارند
نقاط مغرب منطقه و خارج از هلال و نقاط شرق نقطه طلوع مکه و خارج هلال که طلوع ماه را نخواهند داشت
این مناطق روز بعد ماه برایشان طلوع کرده و از محاق خارج میشود
میدانیم که با طلوع هلال اول ماه هر روز نزدیک ۵٠ دقیقه طلوع ماه زودتر انجام میشود و اندازه هلال هم بزرگتر خواهد شد(٣۶٠ درجه تقسیم بر ٣٠ روز میشود ١٢ درجه)
تذکر:
پس برای اینکه بهفیم چندم ماه است دو مبنا وجود دارد
١) اندازه هلال که همه به آن توجه داریم
٢) میزان بلندی ماه فاصله ماه تا غروب هرچه این زمان بیشتر باشد روزهای بیشتری از ماه گذشته است
مثلاً امشب اگر شب چهارم ماه رمضان باشد حداقل تا غروب ماه باید ٣*۵٠ دقیقه = ١۵٠دقیقه بیش از دو و نیم ساعت(با در نظر گرفتن شروع ماه که اگر حدود ٢٠ دقیقه یا نیم ساعت بعد از غروب آفتاب ماه طلوع کند نیز قابل دیدن است چنین محاسبه تقریبی در نظر گرفتهایم باید ماه در آسمان باشد و بعد غروب کند
حالا با دانستن این نکات خیلی از مطالب را میتوانیم فهم کنیم
قرآن این دو مبنا را که هر انسانی از دانشمند تا عادی و حتی کشاورز و چوپان هم برایش قابل فهم است استفاده کرده و دستورات شرع را داده است. حتی خورشید هم چنین مبنایی در اختیار قرار نمیدهد
اگر اعمال شرع با وضعیت قمر گره خورده است و در قرآن هم اشاره شده بعلت سادگی و همهگیری ، جهانی بودن آن است و احتیاج به وسیله هم ندارد
در آیه ١٨٩ بقره همین معنی رامنظور میدارد که سبب هلال ماه برای زمانهای اعمال و دستورات شرع و حج میباشد
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ
وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى
وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَبِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
(ای پیامبر) درباره (حکمت) هلالهاى ماه از تو سؤال مىکنند، بگو: براى آن است که مردم اوقات (کارهاى خویش) و زمان حج را بشناسند. (اى پیامبر به آنان بگو:) نیکى آن نیست که (در حال احرام حج،) از پشت خانهها وارد شوید، بلکه نیکى آن است که تقوى پیشه کنید و از درها وارد خانهها شوید، از خداى بترسید، باشد که رستگار شوید.
پس این ادعا که باید روز عید یکسان باشد یا شب قدر مفهومش همانقدر بی اساس است که برای وحدت بخواهیم در یک ساعت همه نماز صبح بخوانند هرچند که شب باشد.
آنچه که شارع دستور داده وحدت در انجام اعمال و همدلی و همراهی و... است و اینکه در اصول و انجام امور ما یکسان عمل کنیم نه اینکه حتماً در یک روز خاص عید بگیرید و چنین مواردی نیست.
حکم خدا بر آسانی و همه فهمی است نه قواعد محاسباتی سخت من درآوردی. چگونه میتوان کاری را در غیر محل آن انجام داد؟ سوالی است که من از این افراد وحدت ساز(گو) است هر چند میدانم که اصل وحدت در این موارد نیست.
من یک نمونه ارائه دهم فرض کنید حاکم شرع که حکم آن برای ما مسلم است فردا را روز آخر ماه رمضان اعلام کند در همان زمان شما غروب هلال اول ماه شوال را رویت کنید فردا برای شما چه حکمی دارد یا دو مرد عادل فردا را آخر ماه رمضان بگویند ، مسلم فردا برای شما ثابت شده که عید فطر است پس حداقل این است که بر شما فردا روزه حرام است هرکس هرچه گفته بر شما تصدیق ندارد اصلاً عقل هم به شما چنین مجوزی نمیدهد.
میبینید که حکم قرآن بر شما رویت است در درجه اول و مبانی بعدی برای عمل شما در رتبه بعد قرار دارند هرچند که بر شما است که اطلاع رسانی کنید در حد توان و بخصوص برای حاکم شرع ولی حق تفرقه و ... ندارید اما شما در اینجا نمیتوانید بر احکام و دستورات ثانویه باشی و به آنها عمل کنی.
آیا شما حق داری در صورت رویت ماه رمضان روز بعد را روزه نگیرید مسلم چنین حقی بر شما نیست حتی اگر بر حاکم شرع این امر ثابت نشود و فردا را ماه رمضان اعلام نکند ولی شما باید عمل به حجت خود که رویت بوده کنی.
در ضمن بعد از گذشت سی روز از شروع یک ماه روز بعد ماه نو شروع شده محسوب میگردد اینه بحثها بیشتر برای خود روز سی است که اول ماه است یا آخر ماه.
در این مورد سخن زیاد است که در آینده به امید خدا بیشتر خواهیم پرداخت شما هم اگر مواردی بنظرتان میآید یا سوالی دارید بپرسید خوشحال خواهم شد.