| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شمار را به تفکر سفارش میکنم که تفکر و اندیشه پدر و مادر خوبیهاست.
اندیشه کردن، زندگی دل بیناست.
امام حسن مجتبی(ع)
بنام پناه بیپناهان
جوی سنگین
حیاتی قوی
مرا یاری کن!
در پناه او هستیم
بی فکر نخواهیم بود
سالهاست که مایه جان ماست
طریقی است
استوار
راهی است
ناهموار
گداری است
همه پرشیب
جادهای است
پر پیج و خم
نگاه نکن انتها، ابتدایش دیداری است از آخر
اینجا آخر شناس کیست
او که ابتدا کرده است نشانهها را
ما را یاری کنید
ای بلند همتهای دیار عشق
ای سبکبالان دشت شقایق
ای روح نوازان رویاهای امید
ای همسنگران بی پروای دیروز
ما منتظر دستان توان آفرین شما هستیم
بنام یاور بی همتا
قطرات اشک در گوشه چشماش نشان از عمق هرسناکی درون او میداد که امیدش را چون پنبه ظریفی به آتش کشیده بود
دلگرمی ! آب سردی بود که او با زلال اشکهایش به دنبال آن بود!
میتوانستی آنرا برایش هدیه کنی؟!
میتوانیم هر کدام این حق نگاه را براورده نمائیم
من،تو،او،ما،شما و... ندارد
یک کلام
محبت
آفرینش عشق
ایجاد نمایید آنرا
فریادی که وجدنها را بیدار مینمایید
وجدانهایی که بصیر باشند
هستیم؟نیستیم؟
اگر آری،پس شریف خواهیم بود ور نه...........
بنام حق الیقین
اهل کتاب و مطالعه حتماً میدانند که این تیتر عنوان کتابی است از سلطان الواعظین شیرازی که به عنوان یک مبلغ شیعی در بلاد هند و پاکستان سیر نموده و در بلاد مختلف به دعوت اهل منطقه به سخنرانی پرداخته است و در پیشاور پاکستان ده شب متوالی از نماز مغرب و عشاء تا نیمه شب و بعضاً اذان صبح با چند تن از سران سنی در مجلس عمومی مباحثه نموده و آنها را مغلوب نموده است جالب این است که این واعظ بزرگ تمام اسناد و روایات را از کتب معتبر بزرگان اهل سنت آورده و هیچ به شیعه استناد نکرده است.
منبع فیض بزرگ او خاندان اهل عصمت بوده و چنان توانسته مستند سخن گوید که انسان متعجب است که عناد ورزی این قوم از اول تا کنون چگونه بر علیه شیعه صورت گرفته در جایی آنها را محکوم نموده است که ما شیعیان ،سنی هستیم و شما که شیعه را رافضی و خارج از سنت میخوانید وکافر بل شما به این تهمت رواتر خواهید بود چرا که عمر ظاهراً با استناد به سخن (خود عمر) حکم قرآن و سنت پیامبر(ص) را زمین نهاد و بدعت را وارد دین نمود جایی که عمر میگوید من متعه را که قرآن حلال و سنت پیامبر است را حرام و هرکس که به این قانون شرع عمل کند حد زده یا سنگسار میکنم.
ولی در شیعه هیچگاه چنین اتفاقی نیفتاده است.
در اینجا شیخ عبدالسلام که هنوز خود را مغلوبه نمیداند به داعی(سلطان الواعظین که در کتاب خود را داعی میخواند) میگوید چون پیامبر یک مجتهد بوده و عمر هم مجتهد پس خود اجتهاد نموده و حکمی را که لازم بوده صادر کرده(آدم خندهاش میگیرد از این نوع استلال کور البته حضار هم میخندند). داعی در اینجا جواب میدهد که در برابر نص قرآن مگر میشود اجتهاد نمود.
جالبتر این است که همین سنیها باب اجتهاد را مسدود هم کردهاند!
من به نوبه خود خواندن این کتاب را به همه توصیه مینمایم که هیچ بلکه لازم میدانم چون نکاتی که برایمان مفهوم نیست در این کتاب روشن میشود.
کسانی که میخواهند کتاب را دانلود کنند میتوانند به این لینک مراحعه نمایند.( دانلود کتاب شبهای پیشاور)