ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
ارحمن الراحمین
قاقا گفتن
افتادن و برخاستن
تاتی تاتی کردن
ما ما گفتن
تلو تلو خوردن
شیر مکیدن
خود را خراب کردن
....
این یعنی یک کودک
انتظار نیست که او کار سخت انجام دهد
باری جابجا کند
مطلبی ارایه دهد
فکری نو در اندازد
....
لجاجت بی فایده
ترس از خیلی چیزها
نترسیدن از چیزهای ترسناک
نمی داند کجا باشد و کجا نباشد
گاهی سختی را آسان میگیرد و بعضی وقتها آسانها را سهل
....
خاکی بودن
بازی کردن
آینده را ندیدن
گذشته ،گذشته
تلاش برای خواسته
کوشش برای نیاز
....
نیازهای اولیه کدامه؟
نیازهای ثانویه چیه؟
من شیر می خواهم
نمی دانم نیاز چیه
یا رزاق
آن نزدیکی شهر جایی که هیچ کس دماغ ورود به آن را ندارد.
جایی که خیس است و کمی آب به رنگ آسمان در ماسه ها در حرکت آرام خود به سمت پایین سرازیر
نقطه به نقطه آن خیره کننده وغیر قابل شرب
اگر در گرمای بهار یا تابستان به آن گذر کنی شدت تشنگی تو را جذب آب می کند ولی تلخی و شوری آن به مواظبت نیازمند است.
حتی نباید بی احتیاطی کنی و به آن دست بزنی و گر نه سوزش آن طاقت فرساست.
اما در همین نزدیکی می شود گلوله هایی از نمک را یافت که خواص آن بسیار بیشتر از نمکهای بازار است حتی اگر روی آن نوشته باشد غنی شده با ید.
در گذشته ها مردم همین نمک را سر سفره در مطبخ و خمیر نان داشتند و هیچ کمبودی از مواد معدنی نداشتند
چون این نمک سر شار بود از انواع مواد معدنی مورد نیاز بدن
می شود رفت و آورد و استفاده کرد و یاد گذشته نمود و از برکت نمک بهره کامل برد .
نمک آنروزها برکت بود و به غذا و سفره برکت می بخشید.
یاد آن قدیمها بخیر!
آن سالها که مردم خود لمس می کردند نتایج تلاش خود را.
یادش بخیر!
بنام هستی هستی بخش
روزی که شده است
آماده هستم برای بود یا نبود
خاطرات را مرور کنم یا ببینم
آه..
....آه
باز گویم تورا در جوانی چقدر بخشنده و مهربان
با گذشت ولذت زندگی
با دیگران همراه و هم صدا
در نگاه این و آن بی تفاوت
از نگاه شان هیچ دل نگرانی نبود
امروز
فرد
خودم
بچه ام
مادرم
همسرم
برادرم
فرد....
امروز من هستم و خودم در پیچیده پیچیدگی خودم
من فرو رفته ام در فرد
چقدر حقیر
از پرواز دراز به کوچ کنج نشین
آنروز رفاقت و همدلی
امروز بی حوصلگی و نازبانی
کو آن صفا
در کوچه ها مانده
همراه من نیامده
یا اورا همراهم نیآورده ام
چقدر مشکل است
نگاه به گذشته
فقط در فرد گم و گور شده ام
جز خود دیگری نبینم تا کی
دیگر نخواهم شد وقتی فرد آمد
خیلی افراد رفتند
....آه
و آه که خود بانی اینکارم
پیری تقصر دارد یا تجربه
نمی دانم
از دست داده هایم خیلی فراوان است
چه کنم؟
آه.....
فرد
باز ناید فردا
فرد از آمدنش متنفرم
چه کنم؟
آه....
یا رحیم
روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در روز 22 بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.
نهضتی که در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید، امروزه برای بسیاری از ملل جهان چراغ راه زندگی است.
و اکنون بعد از 36 سال این طلوع فجر همچنان پابرجا و مستحکمتر از ابتدا در حال پیشروی در جهان است و دیگر مستضعفان جهان را به جلو دعوت می کند.
22 بهمن بر همه ایرانیان و مستضعفان جهان مبارک باد
یا رحیم
از ابتدا که قرار بود یارانه ها را به مردم بدهند(هدفمندی یارانه ها) تا خود مدیریت کنند.
ظاهرا دوباره می خواهند خودشان مدیریت کننده باشند.
یعنی آنچه در جهان ثابت شده دولت مدیر خوبی نیست دولتی های ما می خواهند خلاف آنرا ثابت کنند) می گویند ما مدیران خوبی هستیم!!!
مردم نمی توانند مدیریت کنند!!!!
ماییم که می توانیم!
اگر قرار بود که شما عالی مقام ها مدیریت کنید که اصلاً هدفمندی اجرا نمی شد.
این هدف بزرگ(مدیریت مردم بر امور خود) اصل مهم امروز فراموش شده!
چرا؟
اینکه چرا ؟ چون دولت خیال می کند باید جیب مردم را کیسه و خزانه خود بداند آقا پول هدفمندی(مردم) را به مردم بدهید خودشان می دانند آنرا چکار کنند.
بنزین خواستند می خرند. دارو خواستند همچنین نخواستند بروند در بانک بگذارند بروند زمین بخرند بروند ویلا ،ماشین،اسباب بازی و.... بخرند هرچه دوست دارند.
به شما چه که بیت المال را دست می زنید که می خواهید چه ها کنید.
شما همان چه هایی که کردید مردم را بس است.
عزت ما را پای استکبار قربانی کردید.
بس است.
شرف ما را زیر پای دول زورگو غرب پایمال.
بس است.
200 کیلو اورانیوم که با خون بهترین دانشمندان این کشور بدست آمد در برابر وعده های پوچ استکبار اکسید نمودید.
بس است.
آیا اینها قیمت نداشت.
آیا اینها ارزان بدست آمده بود که چنین مفت فدای جاه طلبی خود کردید.
این را نامش مدیریت و افتخار بزرگ می گذارید.
هر روز قطعنامه بر علیه ما صادر می شود این بود زانو زدن آمریکا بر حق شما، این بود دیپلماسی فعال!
عقب نشینی هر روز شما و پیش روی غرب این نامش فرهنگ عاشوراست.
این چراغ سبز نشان دادن ها چه نتایجی در بر داشته ما را هم خبر دهید تا در جهل نمانیم!
چرا یک منتقد را در سخن نمی بینیم؟
درهای نقد را بسته اید و نام آنرا نقدپذیری نهاده اید.
این چراها نشان می دهد که کار خراب است
ور نه مخفی نبود.بود؟
تجربه نشان داده هرجا مردم نامحرم بودند کلاه سر دولت رفته.
چه در قاجار چه در پهلوی و چه قبل تر
این عقب نشینی نامش نرمش قهرمانه نیست این ذلیل شدن است نامش خاریست!
چرا دولت آمریکا به اسرائیل باید گزارش بدهد ولی شما به مردم گزارش نمی دهید
هنوز باید منتظر باشیم؟
تا کی؟!
خدا کند که من نفهم باشم!
خدا کند که اینها همه اشتباه من باشد.
خدا کند......